پس از آن در سال 1951، در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران و هنگامی که ایران به سمت دمکراسی حرکت میکرد، نخست دولت ملی مصدق را با تحریمهای اقتصادی تضعیف و سپس با همکاری آمریکاییها و به بهانه نفوذ کمونیسم در صورت بقای مصدق، دولت وی را سرنگون کرد.
زمانی نماینده آمریکا نزد مصدق رفت تا درباره مصالح با انگلیس سخن بگوید. مصدق به وی گفت: شما نمیدانید آنان چه حیلهگرانی هستند! شما نمیدانید که آنان چه شیطانیهایی هستند! آنان به هر چیز پاک دست بزنند، آن را لکهدار و کثیف میکنند! جالب اینکه مصدق داستانی درباره نوه خودش به نماینده آمریکا میگوید و او میپرسد، وی کجا درس میخواند و مصدق میگوید: البته انگلیس!
نظرات ()در سال 1922 بنیان گذاشته و در 1927 پس از دریافت پروانهی سلطنتی تبدیل به یک شرکت دولتی شد. در حال حاضر نیز بیبیسی یک شرکت دولتی نیمهخودمختار است که توسط یک "هیأت امنا" اداره میشود. بودجهی تمام بخشهای آن غیر از "بخش جهانی"، از هزینهای که مردم بریتانیا برای تماشای تلویزیون میپردازند، تأمین میشود. اما بودجهی بخش جهانی بیبیسی توسط دولت و وزارت خارجه بریتانیا تأمین میشود. زمینهی فعالیت این بخش، رادیو، تلویزیون و اینترنت است.
بخش جهانی از نظر اداری زیر مجموعهی دستگاه دیپلماسی لندن به شمار میرود و سیاستهای کلان آن همواره تحت نظارت مسؤولان دولتی یا نمایندگان آنان قرار دارد. گرچه مسؤولان بیبیسی اصرار بر استقلال سرویس جهانی خود دارند اما برای تصویب و اجرای برنامههای گوناگون، نیازمند ارایهی طرحهای خود به مسؤولان قانونگذاری و اجرایی و بررسی و تأیید مستقیم پارلمان از طریق بخش دیپلماسی عمومی کمیسیون خارجی و وزارت خارجه آن کشور هستند.
بنابراین به نظر میرسد تولید و پخش برنامههای بخش خارجی بیبیسی در راستای "دیپلماسی عمومی" انگلستان انجام میشود؛ بهگونهای که وزارت خارجهی بریتانیا نام "سرویس جهانی بیبیسی" را در میان 4 محور اساسی دیپلماسی عمومی این کشور قرار داده است.
دیپلماسی عمومی شیوهای نوین در راستای تحقق سیاستخارجی کشورهاست که در آن بر ارتباط بیواسطه و تأثیرگذاری بر افکار عمومی ملتها بهجای رابطه با دولتها برای پیشبرد اهداف و منافع یک کشور تأکید میشود. تعریف پایگاه رسمی اینترنتی وزارت امور خارجه بریتانیا از دیپلماسی عمومی، "دستیابی به اهداف سیاسی از طریق کار با عموم مردم در کشورهای خارجی" است.
این روش هزینهی اجرای تصمیمات و پیگیری منافع در مقصد را به حداقل میرساند و سد مقاومتها در برابر "دیگران" یا "بیگانگان" را میشکند. در این میان، رسانههایی که مخاطبانی بیرون از مرزهای جغرافیایی یک کشور دارند، بیشترین کمک را به پیشبرد منافع ملی خواهند داشت. از همین روست که بودجهی بخش خارجی بیبیسی از سوی دولت انگلستان تأمین میشود.
به گفته نیکلاس کال، کارشناس تاریخ دیپلماسی عمومی، یکی از مشکلات گریبانگیر بیبیسی در این راستا، عدم امکان رهایی از خاطرهی ناخوشایند مخاطبان ایرانی از گذشتهی نه چندان قابل دفاع این شبکه و پرداختن صرف به آیندهای پر زرق و برق است. شبکهی تلویزیونی بیبیسی فارسی برای جذب مخاطبان بیشتر و نشان دادن آشنایی و نزدیکی خود به فرهنگ ایرانی و فارسی، روشهای گوناگونی را بهکار میگیرد. برای نمونه شبکهی تلویزیونی فارسی بیبیسی در اولین روزهای آغاز بهکار خود، کوشید در برنامههایش ذهنیت برخی ایرانیان پیرامون "دست پنهان انگلیس در سیاست ایران!" را در چارچوب توهم توطیه بازخوانی کند و عملاً تصویری قابل استناد و بیطرف از خود نزد مخاطبان بسازد که در ایران امروز به دنبال هیچ منفعتی جز ارمغان صلح و حقوق بشر برای ایرانیان نیست.
نظرات ()صهیونیسم گرایی نخبگان انگلیس عملا زمانی شروع شد که هنری هشتم پادشاه انگلستان در سال 1534 خود را رئیس کلیسای انگلستان نامید و سپس دستور داد تا در هر کلیسا، نسخه ای انگلیسی از انجیل کامل قرار داده شود. به موازات این که تفسیر عوامانه ای از انجیل و تاکید بر عهد عتیق (تورات) در فرهنگ انگلیس نفوذ می کرد، با اصلاح مذهبی در انگلستان به عنوان فرآیند یهودی کردن مردم ، حرکت می شد. با آن تفسیر از انجیل ، کلماتی مانند سامی ، عبری ، اسرائیلیات و یهودی ، رفته رفته در فرهنگ انگلیس ، به معنای مترادف هم به کار گرفته می شدند.
با محکوم و زنده سوزانده شدن فردی به نام فرانسیس کت به جرم وفاداری به رجعت ، در سال 1589 ، صهیونیسم در انگلیس آشکار شد.به رغم حوادث یهودی ستیزانه متناوب ، مثل متهم شدن پزشک شخصی یهودی الیزابت اول به خیانت و تلاش برای مسموم کردن ملکه ، صهیونیسم انگلیسی همچنان به رشد خود ادامه می داد.
صهیونیسم انگلیسی با ظهور پیورتین ها وارد مرحله جدیدی شد. پیورتین های انگلیس ، از دیدگاه کالوین در مورد ثروت و آموزه های کالوینیستی ، متاثر بودند که توفیق مالی و سختکوشی را بزرگترین فرمان خدا می دانست. پیورتین های افراطی پیشنهاد کردند که روز شنبه به جای یکشنبه تعطیل رسمی اعلام شود و نامهای توراتی برای خود اقتباس کردند. بعضی از آنان به یهودیت تغییر مذهب دادند و بقیه الوهیت عیسی را انکار کردند. همچنین در سال 1655 دوباره به یهودیان اجازه ورود به انگلیس داده شد و در سال 1753 پارلمان انگلیس ، لایحه ای را تصویب کرد که طبق آن به یهودیانی که 3 سال در انگلیس اقامت می کردند، تابعیت انگلیسی اعطا می شد.
کار به آنجا رسید که در سال 1890 ، کنت میث در عمارت شهرداری ، خطاب به دو هزار نفر از کشیشان و اشراف گفت: «مگر عیسی مسیح ، خود یک یهودی نبود؟ ما کتاب مقدس ؛ هم عهد عتیق و هم عهد جدید را مدیون یهودیان هستیم».
جنگ تجاری انگلستان با هلند که در قالب رقابت کمپانی هند شرقی انگلیس با کمپانی هند شرقی هلند متبلور می شد، در قرن هفدهم شدت یافت. قدرت های بزرگ اروپایی تلاش داشتند تا از یهودیت به عنوان مستمسک مذهبی برای استعمار سرزمین مقدس فلسطین ، بهره برداری کنند
متعاقب آن الیور کرامول از یهودیان دعوت کرد که به انگلستان بروند؛ زیرا او تصمیم گرفته بود که به منظور تقویت انگلیس در جنگ تجاری با پرتغال ، اسپانیا و هلند، بازرگانان یهودی آمستردام را به لندن منتقل کند، زیرا یهودیان ، به خاطر ثروت ، مهارت های بازرگانی و روابط تجاری خارجی شان ، شهرت داشتند. با انقلاب 1789 فرانسه و متعاقب آن ظهور ناپلئون بناپارت و حمله وی به مصر و فلسطین و اعلامیه یهودی وی ، صهیونیسم انگلیسی و فرانسوی ، وارد مرحله جدیدی از رقابت شدید بر سر جامعه یهودیان اروپا شدند.
نظرات ()سوم شهریور 1320 یادآور روزی است که نیروهای بیگانه سه کشور انگلیس، شوروی و آمریکا خاک ایران را به اشغال خود در آوردند. در آستانه گسترش جنگ دوم جهانی به نقاط مختلف جهان، اوضاع داخلی ایران نیز از موقعیت مناسبی برخوردار نبود. رضاخان که به اراده و پشتیبانی انگلیسیها به قدرت رسیده بود، یکی از سختترین حکومتهای استبدادی را که تا آن هنگام، ایران کمتر به خود دیده بود، حاکم ساخت. او به دلایل مختلف تغییرات بسیاری در همه شوون کشور، مخصوصا در بعد مذهبی پدید آورده بود اما این تلاشها، واکنشهای مخالفی را در میان عموم مردم و طبقات مختلف برانگیخت و سبب شد که رضاخان فاقد هر گونه پایگاه اجتماعی و مردمی باشد. در واقع هر اقدامی که آن چکمهپوش دیکتاتور در طول 20 سال سیطره خود انجام داد، در نهایت به زیانش تمام شد و نتیجه وارونه داد و هنگامی که جنگ در اروپا درگرفت دیگر در جایگاهی نبود که بتواند خود و مملکت را حفظ کند. بدین ترتیب، با آنکه ایران در این جنگ رسما اعلام بیطرفی کرده بود، به علت آنکه راه ایران مناسبترین راه جهت کمک به جبهه شوروی بود، خاک ایران توسط سه کشور متفق به آسانی و تقریبا بدون مقاومت ارتش رضاخان به اشغال در آمد و تا سال 1324 در اشغال این نیروها باقی ماند. اشغال ایران، عوارض و آثار گوناگونی در پی داشت؛ از سویی با یورش نیروهای بیگانه تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی ایران پایمال شد که باعث حضور و سلطه قدرتهای بیگانه تا سالیان زیادی گردید؛ از سوی دیگر بر اثر بروز جنگ، مشکلات فراوانی از قبیل قحطی، گرانی، کمبود مایحتاج عمومی و ... گریبانگیر مردم شد. با اشغال ایران، رضا خان که به مهرهای سوخته تبدیل شده بود به جزیره موریس در آفریقای جنوبی تبعید شد و محمدرضا پهلوی، ولیعهد او که توانست سرسپردگی خود را به انگلیسیها به اثبات برساند به تخت سلطنت نشست.
نظرات ()دیوار آجری قرمز رنگ باغی که در اذهان عموم مردم بیشتر با نام «باغ قلهک» معروف است، در خیابان شریعتی، حد فاصل خیابان دولت و پل صدر با چند درب بزرگ و کوچک و با سیم خاردارهایی بر بالای خود، حامل خاطرات فراوانی از بیش از یکصدوهفتاد سال تاریخ ایران است.
ساکنان محله قلهک و خیابان دولت، سالهای سال است که با این باغ و رویدادهای آن مانوس هستند.
چند سالی است که با پیگیری برخی جریانهای رسانهای موضوع بازپسگیری این باغ، جدیتر شده و پس از فعالیتهای گسترده چند نماینده مجلس بالاخره طرح دو فوریتی الزام دولت به اقدام در تعیین وضعیت و تبدیل باغ قلهک به پارک استعمارشناسی و استعمارستیزی 27خردادماه با 20 امضاء تقدیم هیأت رییسه شد اما در عین ناباوری وبرخلاف آیین نامه در دستورکارجلسه علنی قرارنگرفت.
در این نوشته خواهیم کوشید ضمن اشاره به تاریخچه این باغ، فعالیتهای پارلمانی صورت گرفته در این راستا را برشماریم.
داستان باغ قلهک
شاید در بین مردان و زنان کهنسال قریه قلهک، هنوز هم بتوان افرادی را یافت که خاطرات جنگ جهانی اول و دوم و سالهای حضور انگلیسیها در این باغ و قریه قلهک را به خاطر آورند. اما داستان این باغ و حضور انگلیسیها در آن چیست؟
از دیرباز قریه قلهک از شمالیترین و زیباترین قریههای تهران بوده و آب و هوای خنک و فرحبخش این منطقه، زبانزد همه ناظران بوده است. در سال 1251 قمری که «سرجان کمپبل» وزیر مختار انگلیس در ایران بود، محمدشاه این باغ را که جزو «تیول» شاهی بوده، به دولت انگلستان اجاره داد و سفارت انگلیس ییلاق خود را در قلهک بنا کرد.
پس از چندی، شاه از درآمد اجاره آن نیز صرفنظر نمود و این محل را تلویحاً به طور رایگان در اختیار هیأت سیاسی انگلیس نهاد. مالالاجاره این محل در آن زمان ماهی 30 تومان یا 15 لیره بیشتر نبود، ولی این مرحمت شاهانه اعتبار فراوانی برای وزیر مختار انگلستان به ارمغان آورد و باعث افزایش شخصیت و اعتبار او در بین دیگر عوامل کشورهای خارجی در ایران شد.
این وضع بدین منوال ادامه داشت تا آنکه سالها بعد، با لغو حق کاپیتولاسیون، امتیازات ویژه انگلیسیها از بین رفت و دست آنان از قریه قلهک کوتاه شد. اما سایه شوم استعمار بر این باغ زیبا باقی ماند.
انگلیسیها از گذشته با استقرار در رزیدانس (اقامتگاه تابستانی)قلهک در ماههای گرم سال، برخی امور سفارتخانه خود را نیز در این محل انجام میدهند. این باغ و محفلها و تصمیمات گرفته شده در آن، تأثیرات فراوان بر تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران داشته است.
باغ قلهک و انقلاب مشروطه
در دوره انقلاب مشروطه و درپی به توپ بستن مجلس توسط «لیاخوف» روسی، از آنجا که دولت انگلیس مخالف سیاستهای روسیه در ایران بود، به آزادیخواهانی که از مجلس جان سالم به در بردند، مثل دهخدا، تقیزاد و معاضدالملک پناه داد.
همچنین به نظر مرحوم بهبهانی، شمار زیادی از روحانیون و بازاریان و مردم دیگر در باغ قلهک بست نشسته و درخواست کردند تا سفیر انگلیس به آنها امان دهد و در حمایت از آنان و تحقق خواستههایشان اقدام کند. این جمعیت تعدادشان تا حدود چهارده هزارنفر نیز روایت شده است که عمدتاً اهل بازار بوده و باغ سفارت را پرکردند.
از دیگر ارتباطات این باغ با پیشینه تاریخی ایران، حضور سفیر و عوامل سفارت انگلیس در ماههای گرم سال در این باغ سبز و خرم و به رسمیت شناختن حکومت و ولیعهد ایران بود.
دولت ایران در این سالهای تاریک، قدرت، سلطهای بر دو قریه قلهک و زرگنده نداشت و در باغ دو سفارتخانه، نبض سیاست ایران، البته در فصل تابستان، میتپید و هیچ اقدامی در ایران نبود که بدون جلب موافقت و هماهنگی ساکنان این دو محل ییلاقی به سرانجام برسد.
در ضلع شمالی این باغ، موسسه ایرانشناسی بریتانیا و مرکز فرهنگی و آموزشی بریتانیا واقع است. موسسه ایرانشناسی بریتانیا در ایام مختلف و به دفعات، با برپایی جلسات گوناگون و نشر مطالب مختلف سعی در بازشناسی ایران و فرهنگ بومی ایرانیان کرده است.
در جنوب این باغ و ضلع شمالی خیابان دولت نیز گورستان باغ قلهک با دربی چوبی و قدیمی و وسعتی چند هزار متری خودنمایی میکند. گورستان قدیمی این باغ در بین اهالی محل با نام «گورستان دولت» نیز معروف است.
از سردر گورستان و از روی صلیبهای نصب شده بر روی قبور و نیز تواریخی که روی سنگها منقوش شده چنین به نظر میرسد که این گورستان صرفاً به اجساد سربازان انگلیسی در ایران، در جریان سالهای 1914 تا 1918 میلادی - 1293 تا 1297 هـ.ش(جنگ جهانی اول)، همچنین سالهای 1939 تا 1945 میلادی 1318 تا 1324 هـ.ش(جنگ جهانی دوم) اختصاص دارد.
اما این گورستان، سالها پیش از سال 1293 هـ .ش، در محوطه روبروی کلیسای سفارت انگلیس و در حقیقت نمازخانه سفارت احداث شده و اجساد عدهای از انگلیسیها در آن دفن شدهاست.
برخی دیگر از دفن شدگان این گورستان، افسران و نظامیان انگلیسی هستند که در جبهههای جنگ با مسلمانان ترک عثمانی، در جریان جنگ اول جهانی کشته شدند و اجساد آنان به گورستان قلهک حمل و در آنجا دفن شده است
نظرات ()یکشنبه 27/3/86 انگلیس با دیگر خصومت خود را با دنیای اسلام نشان داد
ملکه الیزابت دوم انگلیس امروز لقب «شوالیه» را به سلمان رشدی مرتد که پس از نوشتن کتاب «آیات شیطانی» احساسات مسلمانان را برانگیخت، اعطا کرد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، این لقب به «ایان بوتهام»، کریکتباز انگلیس نیز اعطا شد.
با این اقدام این دو فرد از این پس با لقب «سر (Sir)» خوانده میشوند که به هنرمندان، ورزشکاران، دیپلماتها، روزنامهنگاران و دیگران در مراسم سالگرد تولد ملکه اعطا میشود.
رشدی پس از دریافت این لقب گفت: «من از دریافت این افتخار بزرگ احساس هیجان و کوچکی میکنم و عمیقا سپاسگذارم که کارم به این شکل مورد توجه قرار گرفته است.»
نظرات ()